حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

100

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

پيمان با مردم مدينه بنام خداوند بخشندهء مهربان . اين نامه‌ايست از محمد پيغمبر ميان مومنان و مسلمانان از قريش و يثرب و كسانى كه آنها را پيروى كرده‌اند و به آنها ملحق شده‌اند و با آنها بجهاد برخاسته‌اند . آنها با صرفنظر از ساير مردم ملت واحدى را تشكيل مىدهند مهاجران قريش بر رسوم خويش پايدارند خونبهائى را كه بيكى از آنها تعلق گيرد با هم ادا كنند و اسيران خود را به خوبى و برابرى ميان مومنان فدا دهند . بنى عوف نيز رسم خويش را حفظ كنند . خونبهاى همديگر را به عهده گيرند و هر طايفه‌اى اسير خود را به نيكى و برابرى ميان مومنان فدا دهد . مؤمنى با مولاى مومن ديگر بدون او پيمان نبندد . مومنان پرهيزكار بر عليه آنكس كه طغيان كند يا در صدد ظلم برآيد يا مرتكب جرم شود يا تجاوزى از او سر زند يا در ميان مؤمنان فساد كند قيام كنند و برضد او هم دست شوند اگر چه فرزند يكى از آنها باشد . مؤمنى مؤمنى را بعوض كافرى نكشد و كافرى را بر ضد مومنى يارى نكند . پيمان خدا يكى است . پستترين مسلمانان تواند كه چيزى را از جانب همه تعهد كند . مؤمنان همه با هم دوستند و با ديگران كارى ندارند . از يهودان هر كس پيرو ما باشد از ياورى و برابرى برخوردار شود و كسى با وى ستم نكند و كسى را بر ضد او يارى نكنيم . صلح مومنان يكى است . مومن بدون مومن ديگر در جنگ جز با عدالت و مساوات صلح نكند . هر طايفه‌اى كه همراه ما جنگ كند دسته‌هاى آن متعاقب يكديگر باشند . مسلمانان در خونهائى كه از آنها در راه خدا ميريزد اولياى يكديگرند . مؤمنان پرهيزگار پيرو هدايت و راه راستند . هيچيك از مشركان مال يا شخصى از قريش را پناه ندهد و مومنى را از تسلط بر آن جلوگيرى نكند . هر كس مومنى را بى جهت بكشد و ثابت شود كشته مىشود مگر آن كه كسان مقتول راضى شوند . همه مومنان بر ضد او هستند و جز اين كارى بر آنها روا نيست . هر مومنى كه بمندرجات اين پيمان معترف است و به خدا و روز قيامت ايمان دارد حق ندارد